گروه فرهنگی «سراج24»- جایزه آکادمی که آن را بهطور غیررسمی اسکار (Oscar) مینامند، جایزهای است که هر ساله توسط آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک (AMPAS) آمریکا به بهترین آثار صنعت سینما اهدا میشود. این مراسم یکی از شاخصترین مراسمهای اهدای جوایز در جهان است و هر ساله در بیش از ۱۰۰ کشور جهان بهصورت زنده پخش میشود.
هر چند همیشه شائبه سیاسی کاری در اسکار مطرح بوده و موارد مختلفی نظیر اعطای جایزه به فیلم متوسط و ضدایرانی آرگو از داخل کاخ سفید نیز مویداتی از آن است اما این که کشورها چه نماینده ای برای شرکت در این مسابقه سینمایی معرفی می کنند از جهت نمایش دیدگاه های فرهنگی هر کشور حائز اهمیت است.
ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست، هر سال بحث ها و اظهار نظر ها بر سر آن که چه فیلمی به عنوان نماینده ایران به اسکار برود بالا می گیرد. طیفی بر آن اصرار دارند که نمایندگان ایران در بزرگترین رویداد سینمایی جهان (فارغ از سمت و سوهای سیاسی آن) باید صریح و بی پرده نمایانگر فرهنگ و اندیشه ایرانی باشد اما همیشه طیف مقابلی نیز وجود دارد که به خیال خود میخواهند آن چه که سیاست گذاران این رویداد می پسندند از ایران ارسال کنند و چیزی به نمایش در آید که مورد میل هالیوودی ها است.
این موضوع در اسامی اعلام شده برای نامزدی نمایندگی سینمای ایران در جشنواره اسکار نیز به وضوح قابل رویت است. 10 نامزدی که توسط کمیته ای با حضور فرشته طائرپور (تهیه کننده)، محمد بزرگ نیا (کارگردان)، شهرام جعفری نژاد (منتقد فیلم و مدیر مسئول و سردبیر مجله «صنعت سینما»)، سید روح الله حسینی (مدرس دانشگاه و مدیر مدرسه ملی سینما)، شادمهر راستین (فیلمنامه نویس)، رسول صدرعاملی (کارگردان)، محمد رضا هنرمند (کارگردان)، آرش امینی (مدیر کل امور بین الملل سازمان سینمایی) و امیراسفندیاری (معاون بین الملل بنیاد سینمایی فارابی) انتخاب شده اند یعنی «خداحافظی طولانی» ساخته فرزاد موتمن، «در دنیای تو ساعت چند است؟» ساخته صفی یزدانیان، «رخ دیوانه» ساخته ابوالحسن داودی، «سیزده» ساخته هومن سیدی، «شیار ۱۴۳» ساخته نرگس آبیار، «قصه ها» ساخته رخشان بنی اعتماد، «ماهی و گربه» ساخته شهرام مکری، «محمد رسول الله (ص)» ساخته مجید مجیدی، «ملبورن» ساخته نیما جاویدی و «من دیهگو مارادونا هستم» ساخته بهرام توکلی؛ همین دوگانگی در دیدگاه را نشان می دهند.
از یک سو فیلم های فاخر و شایسته ای نظیر "شیار 143" و "محمد رسول الله(ص)" که به خوبی می توانند فرهنگ ایرانی و اسلامی را به جهان نشان دهند و میهن و دین خود را سربلند نشان می دهند قرار دارند و از سوی دیگر فیلم هایی نظیر "قصه ها" و "سیزده" که روایتی تلخ، شرمنده، سرشکسته و ناامیدانه از ایران و ایرانی به مخاطب نشان می دهند.
"شیار 143" عاشقانه ای از یک مادر شهید مفقود الاثر را به رخ دنیا می کشد؛ عاشقانه ای که سرافرازانه از آن چه که بر ملت ایران رفت می گوید؛ محمد رسول الله(ص) هم شاعرانه ای زیبا و دلنشین از پیامبر گل و لبخند و برکت، نبی مکرم اسلام(ص) در معرض دید جهانیان قرار می دهد و مخاطب را در لحظاتی خوش همراه خود می کند اما از سوی مقابل فیلم هایی قرار داده شده اند که جز شرم چیزی برای کشورشان ندارد. "قصه ها" تلخی، شومی و بدسگالی از ایران و ایرانی نشان می دهد، از فتنه آمریکایی 88 تلویحا حمایت می کند و در نهایت هم از فقدان آزادی در ایران می گوید. "سیزده" هم که از همان نامش بنا دارد نحسی و شومی را به مخاطب القا کند. سرشکستگی و تباهی در کشور را به نمایش می گذارد و در نهایت هم مخاطب را با پایانی سیاه تنها می گذارد.
چندی پیش خبری در رسانه ها منتشر شد مبنی بر این که جریانی خاص وارد عمل شده تا به هر ترتیب ممکن فیلم مطلوب جناح خود را به عنوان نماینده ایران راهی رقابتهای اسکار کند و اکنون نیز برخی فیلم های خاص و مساله دار جزو نامزدها برای معرفی به اسکار قرار گرفته اند. جدای از این که چه فیلمی به عنوان نماینده ایران فرستاده شود همین که فیلم هایی چنین مساله دار دارای این شایستگی برای نمایندگی ایران تشخیص داده شده اند مساله ای است که بار دیگر ضرورت توجه به وضعیت بیمار سینمای ایران در سطوح عالی را گوشزد می کند.



